از «یلدا» دور از خانه تا شب «فهم کنارهم بودن»
شب یلدا برای ایرانیان همواره با «کنار هم بودن» معنا شده است؛ شبی برای خانواده، گفتوگو و گرمماندن در دل سرمای زمستان، اما برای شهروندان دور از شهر و زادگاه، یلدا نه فقط شب جشن که شب مرور فاصلهها و آزمون رابطههاست؛ شبی که نبودن کنار خانواده، بیش از هر زمان دیگری خودش را پررنگ […]
شب یلدا برای ایرانیان همواره با «کنار هم بودن» معنا شده است؛ شبی برای خانواده، گفتوگو و گرمماندن در دل سرمای زمستان، اما برای شهروندان دور از شهر و زادگاه، یلدا نه فقط شب جشن که شب مرور فاصلهها و آزمون رابطههاست؛ شبی که نبودن کنار خانواده، بیش از هر زمان دیگری خودش را پررنگ میکند.
به گزارش کارآفرینان موفق، شب یلدا در حافظه جمعی ما شبی است که تاریکیاش با حضور دیگران کوتاه میشود، آیینی که فلسفهاش بر باهم بودن بنا شده؛ بر نشستن دور یک سفره، شنیدن صداهای آشنا و دیدن چهرههایی که امنیت میآورند.
اما همین معنا، وقتی از خانه دور باشی، به ضد خودش تبدیل میشود، برای کسی که در غربت است، یلدا بیش از آنکه جشن باشد، یادآور فقدان است؛ فقدان حضور تجربهای که نه با انار و حافظ، که با تماس تصویری، اختلاف ساعت و لبخندهای ناتمام میگذرد.
یلدایی که دور از خانواده بگذرد، الزاماً غمانگیز نیست. همه چیز هست، جز آن حس مشترکِ بیواسطه. سفره چیده میشود، شعر خوانده میشود، اما جای خالی صداهایی که باید از نزدیک شنیده شوند، پر نمیشود.
در روایت رسمی رسانهای، شب یلدا معمولا تصویری یکدست دارد: خانههای گرم، جمعهای شلوغ و شادی بیوقفه، این تصویر اما، بخش قابل توجهی از جامعه را نادیده میگیرد؛ دانشجویان مهاجر، کارگران دور از خانه، نیروهای شیفت شب، خبرنگاران، پرستاران و حتی کسانی که در همین شهرها هستند.
شب یلدا برای این گروهها، شب تنهاییِ دیده شده است؛ تنهاییای که با شبکههای اجتماعی پررنگتر میشود، وقتی صفحهها پر از تصاویر دورهمی است، کسی که تنهاست، نه فقط تنها میماند، بلکه مدام تنهاییاش یادآوری میشود.
شب «فهم کنارهم بودن»
با این حال، یلدای غربت فقط روایت اندوه نیست؛ برای بسیاری این شب تبدیل شده به تعریف دوباره خانواده؛ دوستانی که جای خالی خویشاوندان را پر میکنند، جمعهای کوچک اما صمیمی، و آیینهایی ساده که از دل نیاز ساخته شدهاند، نه از سر رسم.
شاید وقت آن رسیده باشد که یلدا را فقط شبِ «کنار هم بودن» تعریف نکنیم، بلکه شبِ «فهمیدن ارزشِ کنار هم بودن» بدانیم؛ شبی که برای بعضیها، در نبودِ خانواده، معنا پیدا میکند و برای بعضی دیگر، قدر داشتهها را پررنگتر میسازد.
در ادامه مصاحبه با یک مهاجر در سمنان را میخوانید که چهار سال است به دور از خانواده یلدا را سپری کرده است و در گفتوگویی صمیمی از تجربه یلدا در غربت میگوید؛ یلدایی که هم جشن است و هم دلتنگی.
کار مرا از خانه دور کرد
الهام صدرایی، کارمند یکی از کارخانه های صنعتی در سمنان، میگوید ۶ سال است که شب یلدا را دور از خانواده و شهرش سپری میکند، او درباره دلیل این دوری توضیح میدهد که به خاطر شغلم مجبور به مهاجرت از شهرم شدم، ۶ سال است شب یلدا را به دور از خانواده میگذرانم.
یلدای سهنفره؛ کوچک اما زنده
او درباره شکل برگزاری یلدا در این سالها میگوید: شب یلدا برای من و خانوادهام با برپایی یک سفره کوچک سهنفره همراه است، امسال هم مثل ۶ سال گذشته، این شب را دور از مادر، پدر، خواهر و برادر، در کنار همسر و دخترم سپری میکنیم.
بودن در اوج نبودن
وی حس یلدا در غربت را اینگونه توصیف میکند: چیزی شبیه دلتنگی؛ یا حسی مانند بودن در اوج نبودن.
او معتقد است کنار خانواده بودن، حس همبستگی و همدلی میآورد و دوری از آن میتواند خلاء ایجاد کند، اما اضافه میکند: با این حال، وقتی کنار همسر و دخترم هستم، احساس میکنم خوشبختترین انسان روی زمین هستم.
تلاش برای حفظ آیینها
صدرایی میگوید که حتی در غربت از زادگاهم هم سعی کرده آیینهای یلدا را زنده نگه دارد: بله، با عشق غذای مخصوص این شب را میپزیم.
اما دوری، خودش را در جزئیات نشان میدهد: وقتی دور سفره یلدا جمع میشویم، صداها و تعداد آدمها کم است.
تماس کمتر، حضور بیشتر
او درباره ارتباط با خانواده در شب یلدا میگوید: ترجیح میدهم کمتر درگیر تماس شوم و از شبم نهایت لذت را ببرم.
به باور او، دوری از خانواده در مناسبتهایی مثل یلدا بیتاثیر نیست، اما میتوان با راههایی از شدت دلتنگی کم کرد: کتابخوانی، بازیهای مختلف و ساختن لحظههای کوچک اما شیرین کمک میکند.
دلتنگی عادی نمیشود
این همصحبت تأکید میکند که غربت با گذر زمان عادی نمیشود: نمیشود گفت عادی شده؛ ما در تمام این سالها سعی کردهایم با مسایل پیشرو به بهترین شکل کنار بیاییم و یک همسانسازی ایجاد کنیم.
یلدا؛ جشن و فاصله با هم
او معتقد است یلدا میتواند همزمان دو معنا داشته باشد: به نظر من، یلدا میتواند هم جشن باشد و هم یادآوری فاصلهها، جشن بهذات در هر شرایطی میتواند شادیآفرین باشد با این حال، یلدا برای من بیشتر یک تجربه شخصی باقی مانده است.
نقد روایتهای رسانهای
صدرایی نگاهی انتقادی به بازنمایی رسانهای یلدا دارد: رسانهها بهطور معمول از آن طرف بام میافتند؛ چون بسیاری از بخشهای واقعی جامعه را نمیبینند.
او میگوید کمتر به این پرداخته میشود که: یلدا ممکن است برای خیلیها اصلا زیبا نباشد و یادآور دوری و دلتنگی باشد.
پیام یلدایی
وی در پایان، پیامی صمیمی دارد: به کسانی که کنار خانوادهشان هستند میگویم: مادرت، پدرت، خواهرت، برادرت و هرکسی که کنارت است و برایت مهم است را محکم بغل کن و بگو تو بهترین فرصت من برای تجربه عشق هستی؛ یلدایت همیشه پر از نور.
او برای کسانی که در غربت از شهر و دیارشانند، جملهای کوتاه اما همدلانه دارد: «من هم شبیه تو هستم».
یلدا هر جا که باشد، آزمون رابطههاست؛ برای آنها که کنار هماند، فرصتی برای مکث و برای آنها که دور از شهرشان هستند، یادآور اینکه هیچ فاصلهای، میل به باهم بودن را از بین نمیبرد./ ایرنا
















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0