«رئیسجمهور در شهید بهشتی؛ فرصتی برای تغییر یا تکرار؟»
حضور امروز رئیسجمهور در دانشگاه شهید بهشتی، بار دیگر نگاهها را به یکی از مهمترین دانشگاههای نخبهپرور کشور جلب کرده است؛ دانشگاهی که بهترین رتبهها را جذب میکند اما سالهاست با ابتداییترین مشکلات دستوپنجه نرم میکند. اقای پزشکیان امروز به مناسبت روز دانشجو در حضور دانشجویان و اساتید و عوامل دانشگاه شهید بهشتی به سخنرانی […]
حضور امروز رئیسجمهور در دانشگاه شهید بهشتی، بار دیگر نگاهها را به یکی از مهمترین دانشگاههای نخبهپرور کشور جلب کرده است؛ دانشگاهی که بهترین رتبهها را جذب میکند اما سالهاست با ابتداییترین مشکلات دستوپنجه نرم میکند.
اقای پزشکیان امروز به مناسبت روز دانشجو در حضور دانشجویان و اساتید و عوامل دانشگاه شهید بهشتی به سخنرانی خواهد پرداخت
اما سؤال اصلی اینجاست: آیا این حضور، فرصتی برای شنیدن واقعیتهای تلخ زندگی دانشجویی خواهد بود؟ آیا رئیسجمهور اینبار به کمبود شدید خوابگاهها، وضعیت نامطلوب و فرسودهی همان خوابگاهها، غذای بیکیفیت سلف و نبود وسایل حمل و نقل عمومی مناسب و کافی و در دسترس نبودن سرویس ها توجه میکند؟ یا قرار است باز هم همان جملات تکراری درباره «دانشجو، امید و سرمایه آینده مملکت» شنیده شود؟
دانشجو تنها به شعار دل نمیبندد؛ به تغییر واقعی نیاز دارد.
شهید بهشتی هر سال نخبههایی را جذب میکند که برای رسیدن به این جایگاه از بهترینهای کشور عبور کردهاند. اما همین نخبهها وقتی پای به فضای دانشگاه میگذارند، با مشکلاتی روبهرو میشوند که در شأن هیچ مرکز علمی مطرحی نیست.
در چنین شرایطی، حضور مقام اجرایی ارشد کشور پرسشی جدی را پیشروی دانشجویان قرار میدهد:
آیا این دیدار فرصتی برای شنیدهشدن صداهای خاموش مانده خواهد بود؟
رئیسجمهور اینبار قرار است بهجای تکرار شعارهای همیشگی درباره «دانشجو بهعنوان سرمایه و امید کشور»، با نگاه واقعبینانه به نیازهای واقعی دانشجویان بپردازد؟ یا باز هم فضای دانشگاه، صحنهای خواهد بود برای سخنرانیهایی که شنیده میشوند اما تغییری ایجاد نمیکنند؟
نسل جوان امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند عمل بهجای وعده است. تکرار جملههای زیبا مشکلی را حل نمیکند. همین بیتوجهیهاست که باعث میشود نخبهای که سالها برای رسیدن به جایگاه علمی تلاش کرده، در نهایت چمدان ببندد و راهی کشوری شود که قدر تواناییهایش را میداند. وعدههای بیسرانجام نه امید میسازند و نه اعتماد. تنها به فرسایش انگیزه و خروج تدریجی استعدادها میانجامند.
حضور امروز رئیسجمهور میتواند نقطهای مهم باشد؛ فرصتی برای دیدن واقعیات از نزدیک و اعتراف به اینکه دانشگاه تنها با شعار زنده نمیماند. آینده علمی کشور را نمیتوان روی پایههای لرزان خوابگاههای فرسوده و سلفهای بیکیفیت بنا کرد. اگر قرار است دانشجو «سرمایه کشور» باشد، کشور نیز باید سرمایهگذاری واقعی بر او را آغاز کند؛ نه با کلمات، بلکه با اقدام، تصمیم و تغییر.
در نهایت، چشم بسیاری از دانشجویان به امروز دوخته شده است؛ نه برای شنیدن سخنانی تازه، بلکه برای دیدن نشانهای از ارادهای واقعی برای اصلاح. اگر این بار نیز نتیجه چیزی جز وعده نباشد، مسیر فرار مغزها تندتر خواهد شد و دانشگاهی که باید خانه امید باشد، تبدیل به ایستگاهی موقت برای استعدادهایی میشود که آیندهشان را در جایی غیر از وطن میبینند.
در پایان، روز دانشجو را صمیمانه به همه دانشجویان آگاه، پرتلاش و آیندهساز تبریک میگویم و امیدوارم سالهای پیش رو، سالهایی باشد که دانشجوی ایرانی در دانشگاهش «امنیت، احترام، امکانات و افق روشن» را نه در شعار، بلکه در واقعیت تجربه کند؛
چراکه آینده این سرزمین از مسیر همین جوانان میگذرد.
به قلم: مهناز فراهانی


















ارسال دیدگاه
مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0